97/12/15
تعداد نظرات:0
13:16
شماره مطلب:1397121535585
-A A +A
گفت‌وگوی دفاع پرس با مادر شهید مدافع حرم «محمدرضا دهقان»؛

لحظات دلتنگی‌ام اسمش را صدا می‌زنم/ محمدرضا در چیذر به شهید دستگیر معروف است

فاطمه طوسی گفت: برای محمدرضا نوشتم دلم برای صدا زدن‌های متفاوتت تنگ شده، دلم برای حرف گوش نکردن‌های متفاوتت تنگ شده است. هر زمان صدایش می‌زنم جوابم را می‌دهد و اگر گره‌ای به کارم بیفتد، با صدا زدنش گره گشایی می‌کند.

به گزارش بیست؛ «فاطمه طوسی» مادر شهید مدافع حرم «محمدرضا دهقان» که 2 برادرش نیز در دفاع مقدس و حمله کوموله ها به شهرهای مرزی به شهادت رسیده اند اکنون نشان پر افتخار مادر شهید را بر سینه دارد، مدالی که اگرچه مسوولیت سختی را به دوش او گذاشته اما همانند تصویری که حضرت زینب (س) در روز عاشورا دید و در وصف آن تعبیر «ما رایت الا جمیلا» را به کار برد او نیز نگاهی زیبا دارد، مادر شهید دهقان قرار گرفتن نام مادر شهید کنار اسمش را مایه افتخار و عزت می داند. فاطمه طوسی اکنون روایتگر حیات دنیایی تنها پسرش شده است و گوشه گوشه خانه اش را مزین به تصاویر و وسایل شهیدش کرده.

در ایام میلاد حضرت زهرا (س) و بزرگداشت مقام زن و مادر، در جریان اهدای تابلوی نقاشی شده شهید به خانواده اش، به دیدار این مادر شهید رفتیم و با او به گفت‌وگو نشستیم.

لحظه دلتنگی اسمش را صدا می‌زنم/ دلم برای حرف گوش نکردن‌های متفاوتش تنگ شده

گل ختم، هدیه روز مادر!/ دلم برای حرف گوش نکردن هایش تنگ شده است

مادر شهید دهقان امیری با اشاره به روز مادرهایی که محمدرضا حضور داشت و هدایایی که از وی گرفته بود تعریف کرد: محمدرضا سال اول یا دوم راهنمایی بود که اولین هدیه را به عنوان روز مادر برایم گرفت، با 2 هزار تومان از دستفروش سر کوچه برایم یک سری ظرف که توی هم می روند خرید، عذرخواهی هم کرد که بیشتر پول نداشته است. بزرگ تر که شد یکبار از بیرون آمدم، دیدم گلدان گلی از گل های سفید گلایل درست کرده، پرسیدم محمدرضا چرا حالا همه گل ها را سفید گرفتی، با خنده گفت سفید قشنگ تر است، دیدم بقیه خانواده می خندند، بعدا فهمیدم با کمک همدیگر از تاج گلی که برای ختم همسایه آورده و بعد از مراسم آن را دور انداخته بودند استفاده کرده، گل ها را کنده و مرتب کرده و به این صورت خلاقیت به خرج داده است.

وی ادامه داد: بزرگ تر که شد هدیه اش در حد یک بوسیدن بود. امسال در پیج اینستاگرامم به مناسبت روز مادر پستی گذاشتم و از احساسم گفتم و نوشتم که دلم برای حرف گوش نکردن های متفاوتت تنگ شده، دلم برای صدا کردن های متفاوتت تنگ شده، چون عادت داشت با الفاظ مختلف من را صدا می کرد، بعضی اوقات می گفت مادر، بعضی وقت ها می گفت مامان، یک زمان هایی که می خواست حرصم را دربیاورد می گفت ننه.

طوسی از حضور پررنگ شهید بعد از شهادتش صحبت کرد و گفت: محمدرضا بعد از شهادت حضورش بین خانواده بیشتر شد، قبل از شهادت اگر ساعاتی پیش ما نبود اما الان بعد از شهادت حضورش را در کنار خودم احساس می کنم، بارها شده که وارد خانه شدم و انگار عطرش را در فضای خانه حس کردم، هر زمان صدایش می زنم جوابم را می دهد و اگر گره ای به کارم افتاده باشد با صدا زدنش گره گشایی می کند.

شهید دستگیر

مادر شهید ادامه داد: محمدرضا در منطقه چیذر به شهید دستگیر معروف شده است، یک زمانی که بر سر مزارش می روم جوانانی را می بینم که از نقاط مختلف کشور بر سر مزارش آمده اند، وقتی از آن ها می پرسم چرا به اینجا آمده اند پاسخ می دهند که حاجتی داشتند و از محمدرضا گرفته اند. مدتی پیش خانواده سه نفره ای را دیدم که از بندرعباس آمده بودند. این ارتباط خوب مردم به خصوص جوان ها با محمدرضا به خاطر سن کم و به روز بودن اوست.

لحظه دلتنگی اسمش را صدا می‌زنم/ دلم برای حرف گوش نکردن‌های متفاوتش تنگ شده

شهادت محمدرضا تاج افتخاری برای ما شد/ لحظات سخت دلتنگی از خودش می خواهم آرامم کند

مادر شهید دهقان درباره احساسش از مادر شهید بودن، گفت: این حس دو وجه دارد، زمانی که اسم و عنوان شهید در کنار اسم کسی قرار می گیرد عزت و افتخار می آورد. شهادت او مایه عزت و افتخار و تاج ارزشمندی برای ماست. از زاویه مادرانه بسیار سخت است، از دست دادن فرزند قابل قیاس با هیچ دردی نیست، سال 63 که برادرم شهید شد احساس می کردم خیلی حالم بد است، حس می کردم همه دنیا را از دست داده ام، ولی الان می فهمم که آن زمان تنها یک خواهر بودم و امروز احساس واقعی مادر بودن را درک می کنم. برای یک مادر از دست دادن فرزند خیلی سخت است، مادر حاضر است هزار درد بگیرد ولی فرزندش سالم باشد. اگر سخت گیری برای بچه هایش دارد به خاطر دلواپسی است، با این وجود همین مادر حاضر نیست خاری به پای بچه اش برود. مادر شهید بودن پر از درد و غم و حسرت است ولی اگر از زاویه افتخارش نگاه کنیم رحمتی را می بینیم که از سوی خدا به ما عنایت شده.

طوسی لحظات دلتنگی برای فرزند شهیدش را اینگونه توصیف کرد: زمانی که دلم می گیرد چند ساعتی گریه می کنم، از خودش کمک می خواهم که کمکم کند، گاهی با صدا زدنش دلم آرام می گیرد، وقتی می گویم محمدرضا به دادم برس انگار نسیمی خنک به جانم می وزد، خودش گفته بود هر وقت دلتان گرفت یاد عاشورا کنید، با یادآوری این جمله خودم را به صحنه کربلا می برم و از زاویه حضرت زینب نگاه می کنم که در صحنه کربلا چه احساسی داشت و چه کرد.

مادر شهید دهقان از ملاک های فرزندش برای انتخاب همسر صحبت کرد و گفت: همیشه می گفت همسری می خواهم که مثل شما و خواهرم باشد. روی حجاب خیلی حساس بود و تاکید می کرد که باید حجابش خوب باشد. ما برایش یک الگو بودیم.

مسوولین گوش به فرمان ولی فقیه باشند/ مردم هیچ گاه از آرمان هایشان دست برنمی دارند

وی در پایان صحبت هایش خطاب به مسوولین بیان کرد: از مسوولین می خواهیم در خط ولایت فقیه بمانند، همانطور که حضرت امام فرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید گوش به فرمان ایشان باشند و این جمله امام را سرلوحه خود قرار دهند. اگر گوش به فرمان رهبری باشند در این دنیای وانفسا و پر از تجملات، دروغ و تزویر می توانیم انقلاب خود را حفظ کنیم. مردم خیلی خوب هستند، مسوولین باید قدر این مردم را بدانند. این مردم انقلاب و کشورشان را دوست دارند، ممکن است مسائلی آن ها را ناراحت کند ولی هیچ گاه از آرمان ها و ارزش هایشان دست برنمی دارند.

گفتنی است؛ شهید محمدرضا دهقان امیری متولد 26 فروردین ماه سال 74 در تهران است. پس از فارغ التحصیلی در دبیرستان امام صادق (ع) به خاطر علاقه اش به رشته فقه و حقوق در مدرسه عالی شهید مطهری به ادامه تحصیل پرداخت. او در تابستان سال 94 و در جریان جنگ سوریه و حمله تکفیری ها داوطلبانه اعزام شد و در حالی که تنها 20 سال بیشتر نداشت، 21 آبان ماه همان سال در سوریه به شهادت رسید.

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.